الشيخ محمد هادي معرفة ( مترجم : شهرابى )
145
صيانة القرآن من التحريف ( مصونيت قرآن از تحريف ) ( فارسى )
كه پس از داخل شدن حاصل مىگردد ، ولى تعبير « استيناس » نكتهاى دقيق دربر دارد كه استيذان فاقد آن است و آن اينكه شخصى كه اجازه مىگيرد ، هرگاه با خرسندى و خوشايند اهل خانه مواجه نشد درست نيست وارد شود هرچند به ظاهر اجازه دهند ، چه بسا از روى شرم و حيا اجازه داده باشند ، ولى چنانچه رضايت خاطر و طيب نفس آنان را احساس نمود به سلامتى و با خاطرى آسوده وارد مىشود . اين مطالب ، بر دانشمند زبردستى مثل ابن عباس - كه به ريزهكارىها و رموز سخن كاملا آشناست - مخفى نمىماند . همچنين نسبت دادهاند كه - به پندار او - آيهء « وَ قَضى رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً » « 1 » در اصل بهگونهاى ديگر بوده و آنچه بر زبان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد « و / وصّى / ربّك . . . » بود ، ولى - هنگام نوشتن - قلم كاتب مركّب زيادى برداشت ، در نتيجه « واو » به « صاد » چسبيد « 2 » ، با توجه به اينكه در دورانهاى نخستين ، مصحفها با نقطه و شكل خاصى نوشته نمىشد . گفته است : اگر قضاى الهى بود ، ديگر كسى به خدا شرك نمىورزيد . همين پندار به « ضحاك » هم نسبت داده شده است . « 3 » بايد دانست كه اين ، نظريهاى فاسد و مخالف اجماع امت اسلام است و شايد نمونهاى از اجتهاد در برابر نصّ باشد . [ در توضيح آن مىگوييم ] قضاى الهى دو گونه است : تكوينى و تشريعى . درست است از قضاى تكوينى الهى نمىتوان جلوگيرى كرد « وَ إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ؛ « 4 » و هنگامى كه فرمان قطعى ( وجود ) چيزى را صادر كند ،
--> ( 1 ) . اسراء ( 17 ) آيه 23 : پروردگارت فرمان قطعى داده كه جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد . ( 2 ) . الدر المنثور ، ج 4 ، ص 170 . ( 3 ) . الاتقان ، ج 1 ، ص 185 . ( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 117 .